گوشنا

گوش شنوای من و شما

زندگی بعد از طلاق برای مرد

هر وقت حمام می‌روم، مادر و خواهرم غرغر می‌کنند که چرا چند تار مو افتاده و نشستی؟
چرا دستشویی حمام مو داخلش افتاده؟
و متأسفانه این را با غرغر و یا بعضاً پرخاش بهم یادآوری می‌کنند.

من طلاق گرفتم و یا بهتر بگویم: طلاق داده شدم که شاید در آیندۀ نزدیک شرحش را در همین جا نوشتم.
داستان جدایی پسر نه! مردی مانند من قطعاً درس‌ها و تجربه‌هایی برای هر فردی ممکن است داشته باشد.
زندگی بعد از طلاق برای مرد بسیار سخت است؛ خصوصاً اگر نتوانی یا نشود از خانواده مستقل شوی. این که انسان مدتی مستقل می‌شود و در نگاه همه از خانواده جدا، اگر ادامه پیدا نکند، دوباره وابستۀ خانواده شدن بسیار طاقت‌فرساست. به نظر من واقعاً گاهی اوقات پدرومادر هم از دستم خسته می‌شوند و شاید در دل می‌گویند: پس این کی می‌خواهد از ما جدا شود و سر زندگیش برود تا راحت شویم و نفسی بکشیم؟

خیلی سخت است یک مرد بعد از طلاق با خانواده زندگی کند و مستقل نباشد؛ حداقل برای من که اینطور است. روزانه و شبانه باید خیلی حرف‌ها را بشنوم و فقط درون خود بریزم و صدایم درنیاید که ناراحتی درست نشود. بیرون از خانواده و حرف‌ها و قضاوت‌های سطحی دوست و آشنا و فامیل به کنار؛ اینکه تصور کنند قطعا خودش هم مقصر بوده است و یا اینکه مشکل جنسی داشته است و یا بحث خیانت مطرح شده و از هم جدا شدند!
این فکرها که به ذهنم می‌رسد، اعصابم بهم می‌ریزد. خیلی عذاب‌آور است که نگاه‌های سنگین و عوض شدن برخوردها را حس کنیم و نه چیزی بفهمیم و نه چیزی بتوانیم بگوییم! برای یک مرد بعد از طلاق بسیار سخت است.

خدا کند کم نیاورم. خدا کند بخت و اقبالی داشته باشم و مصداق آیه شریفه "اِنّ مَعَ العُسْرِ یسْراً" باشم. و چه راهی است جز صبوری و صبر؟ خداوندا! صبوری را از من نگیر و این وبلاگ و قدرت نوشتن را تا آخر عمر برای من حفظ بفرما تا دغدغه‌ها و دردهایم را در اینجا بنویسم و خالی شوم و خدای نخواسته کاسه صبرم لبریز نشود. آمین.
حقیقتش درکش برام راحت نیست اما قطعاً سخته
امیدوارم زودتر همه چی رو به راه بشه :)
چرا مستقل زندگی نکردید؟
به خاطر خانواده...و خانواده هم به خاطر حرف و قضاوت مردم.
دوشنبه ۳ ارديبهشت ۹۷ , ۲۱:۰۳ سیّد محمّد جعاوله
چه دل پر دردی دارید شما

با توکل و صبر پشت سر بگذارید این بحران رو
به اندازه خودم درکت می‌کنم
با این تفاوت که به مسئله ازدواج نرسیدم
اما سربار بودن رو توی محیط خونه حس می‌کنم :)
من سربار نیستم بزرگوار ولی به دلایل مختلف نمی شود مستقل شد!
قصد جسارت نداشتم
منظورم اینه که رفتارشون جوری که
حس سربار بودن رو تو خونه حس می‌کنی :)
وقتی سن بالا میره، زندگی با خانواده سخت میشه، قطعا بعد از طلاق سخت تر. 
براتون آرزوی صبر دارم. 
چه حس پردردیست مورد قضاوت نادرست دیگران واقع شدن، و سختتر از اون محکوم به سکوت شدن
منم این حسو دارم. تحملش دیگه از حدم خارج شده
به قول معروف: دست انداز کم طاقتی رو رد کردم و افتادم توی سرازیری عادت!
ان شاء الله خدا صبر میده و گشایش هم خیلی نزدیک خواهد بود
چقدر این که حرف و قضاوت مردم رو زندگی آدم این همه تاثیرگذار باشه بده. البته خوشبختانه من با وجود شرایط مشابه فعلا خیلی در معرضش نیستم.
عوض شدن شرایط سخته. این که آدم قرار بوده مستقل بشه و حالا نشده رو درک می کنم که چقدر سخته.
انشاالله اتفاقای خوبی براتون بیفته.
عجب معمولا خانم ها بعد از طلاق چنین تحف فشار واقع می‌شوند نه مردها
مشاهده فرمودید که فقط خانم ها نیستند!
منم شرایطم چیزی مثل شماست. ولی مستقلم. زندگی بصورت مستقل البته خودش کلی دردسرم داره.
از نظر طلاق شبیه بنده هست؟ بله هر زندگی دردسری دارد!
راستش همسر من که اشتیاق زیادی به جدایی دارد و از طرف خانواده اش همه جوره حمایت می شود که جایی خالی من احساس نشود ..
فکر نمی کردم اصلا مردها از وصعیت بعد طلاق ناراحت باشند ..
همسر من با سربلندی و خوشی پیوسته مسافرت مهمونی و...

مردها بعد جدایی سریع ازدواج می کنند و همه یادشون می ره ...

هیچ وقت گمان خود ما دلیل بر قطعیت نیست.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ
گوشنا مخفّفِ "گوش شنوا" هست؛
عاشق نوشتن هستم؛
از سال1375 می‌نویسم و از سال1384 تاکنون، نوشتن و تولید محتوا را در وبلاگ دنبال می‌کنم.
از اینکه یادداشت‌های مرا می‌خوانید، سپاسگزارم.
Designed By Erfan Powered by Bayan