گوشنا

گوش شنوای من و شما

وبلاگ‌نویسی و رسالت اصلی نوشتن

لذت وبلاگ‌نوشتن و در مقیاس عام‌تر: نوشتن، لذتی است که فقط اهلش آن را می‌فهمند و اگر این لذت با اثرگذاری در دنیای واقعی نیز همراه باشد، بسیار عمیق‌تر و ارزشمندتر است؛ چه برای نگارنده و چه برای مخاطب.
من تصور می‌کنم وبلاگ‌نویسی فارسی و تولید محتوا از این مسأله رنج فراوانی می‌برد. رنج از این جهت که نوشتن‌ها خیلی سخت در فضای تبلیغاتی رسانه‌ها به چشم می‌آید. انگار تبلیغات رقیبی برای نوشتن ناب و عاشقانه شده است.

روز نیمۀ شعبان فرصتی شد که چند صد عنوان مقاله و یا پست‌های اجتماعی گذشته‌ام را مروری کنم و حذف نمایم. خاطرات خوبی بود از فعالیت‌هایم در نوشتن:
چه آنهایی که اثری داشتند و چه نداشتند؛ از مسائل مدیریتی و اقتصادی گرفته تا...سلامت و وضعیت اجتماعی مردم.

صبا فروزنده

یکی از موارد اثرگذار، نوشتن و حمایتم درباره "صبای پدر" بود. صبا فروزنده دختری بود که به خاطر اشتباهات پزشکی، دچار یک زندگی نباتی شده بود. به عنوان یک وبلاگ‌نویس عاشق نویسندگی، چند ساعت برای ارتباط با پدر این دختر و وب‌سایتی که برای این مسأله ایجاد کرده بود، زمان گذاشتم. آن زمان در وبگاهی که با هویت واقعیتم می‌نوشتم، دربارۀ صبا فروزنده مطلبی گذاشتم و شاید مانند یک دانه برفی بودم که به مجموعه دانه‌های برفِ فعالیت‌های پدرش اضافه شد و باعث توجه بیشتر به این دختر گردید. خیلی وقت است سایتِ "صبای پدر" به روز نشده است. آن موقع حتی با پدرش نیز تماس گرفتم تا بداند تنها نیست.
اگر در عمر نوشتن خود هیچ کاری نکرده باشم، خوشحالم که نقش کوچکی برای بهتر شدن حال این دختر داشتم و چه لذتی بالاتر از اینکه لبخند این دختر را دیدم؟

صبا فروزنده

در نقطۀ مقابل، بسیاری از یادداشت‌ها و پست‌های قدیمی‌ام درباره مسائلی بود که هر سال حتی در رسانه‌ها و روزنامه‌ها تکرار می‌شود؛ اما هر زمان دریغ از زمان قبل! سلامت مردم، حقوق کارگران و به طور کلی: حقوق‌بگیران و...موارد مشابه که همگان می‌نویسند، اما یا بهبودی حاصل نمی‌شود و یا انقدر اصلاحات جزئی است که به چشم مردم نمی‌آید.

کارگر

نوشتن و ادامه دادن غیر از چالش راه انداختن، تنها و تنها عشق می‌خواهد. با ننوشتن خیلی چیزها را از دست می‌دهیم، اما یکبار از خود بپرسیم چرا جامعۀ ما نوشتن که چه عرض کنم! حتی کتاب‌خوانی را نیز به کنار گذاشته و حاضر است ساعت‌های ارزشمند خود را در موبایل و رسانه‌های اجتماعی تلف کند؟
و سؤال مهم‌تر اینکه ما به عنوان فردی که عاشق نوشتن هستیم، برای توسعه فکری جامعه چه کاری می‌توانیم بکنیم؟
من تصور می‌کنم رسالت اصلی نوشتن و نویسندگان در دوره فعلی چنین مسائلی است که باید بیش از پیش به آنها پرداخت.
خداقوت و دست مریزاد صمیمانۀ رئوف را پذیرا باشید.
نوشتن، هم عشق می خواهد، هم درد می خواهد و هم صبوری.


خداوند بر عشق و ایمان و صبوری شما بیفزاید و به قلم خوبتان خیر و برکت عطا فرماید.
تشکر؛ اگر حتی یک نفر مطالب بنده را دنبال کند و یک تأثیر خوب برای کشور و اجتماع داشته باشد، همین برایم ارزشمند است.
نوشتن واقعان عشق میخواد این عشق است قلم را می رقصاند و کلمات را طوری کنار هم قرار می دهد که بهترین اثر داشته باشد
و عاشق بودن در دنیای امروز و اجتماع ما ایرانیان که کمتر دغدغۀ خواندن و مطالعه دارند، کار آسانی نیست!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ
گوشنا مخفّفِ "گوش شنوا" هست؛
عاشق نوشتن هستم؛
از سال1375 می‌نویسم و از سال1384 تاکنون، نوشتن و تولید محتوا را در وبلاگ دنبال می‌کنم.
از اینکه یادداشت‌های مرا می‌خوانید، سپاسگزارم.
Designed By Erfan Powered by Bayan