گوشنا

گوش شنوای من و شما

همسریابی

یک بزرگواری شماره تلفن بهم داد و گفت: "همسریابی هست؛ خانم فلانی...".
منم تشکر کردم فقط و دیگه نگفتم چه فکر می‌کنم و چه نظری دارم.

یکی از سؤالاتی که بعد از طلاق به ذهنم میاد و آزارم می‌ده، اینه که کدوم فردی حاضر می‌شه من رو به خاطر خودم بخواد؟ نمی‌گم شرایط خیلی ایده‌آلی دارم ولی ناشکر هم نیستم. خدا را شکر هم شغل دارم و هم به لحاط تأمین مسکن مشکلی ندارم، اما واقعاً اینکه کسی یا خانوادۀ کسی چرتکه بیندازه و بگه خب طرف مالی داره، این خیلی آزاردهنده هست.

یک بنده خدایی بهم می‌گفت: دختران امروزی یا دنبال اخلاق هستند و یا دنبال پول طرف!
به نظر من متأسفانه امروز موقعیت اجتماعی آدم‌ها و پول شده معیار اول برای دختران.
هر جایی یک پسر زنگ بزنه و یا خانواده‌اش ارتباطی بگیرند، اول از شغل و خانه و ماشین طرف می‌پرسند.
نپرسند هم در خواستگاری یا تماس مادر پسر، ازش می‌پرسند.
نمی‌دانم! به قول یک مقاله: ازدواج در کمال زیباییش، یک قرارداد قانونی هست و یک معامله!

همسر سابقم خیلی آزارم داد؛ خیلی دروغ‌ها گفت و آخرش اون بود که درخواست طلاق داد؛ ولی یک چیزی رو هیچ وقت یادم نمی‌ره و اون هم این بود که با شرایط من کنار اومد و گفت:"به لحاظ شغلی هم ثابت می‌شوید و نگران نباشید؛ اصل خود شما هستید برای من!"
و نمی‌دانم چه شد که همه حرف‌ها و قول‌هایش یادش رفت و یک روز دیدم درخواست طلاق داده.
البته یک طرفه قضاوت نکنید و نگویید حتماً خودت هم عیبی داشتی که درخواست طلاق داده!
بله من هم عیب و ایراد و خطا داشتم و یکی از خطاها این بود که تحقیق نکردم و به حرف‌هایش اعتماد کردم و تصور کردم صداقت را بنای ارتباط گذاشته و می‌خواهد زندگی کند.
ایراد و عیب دیگر من این بود که حساب خودش را از پدرومادر پرمشکلش جدا کردم و با خودم گفتم که قرار نیست قربانی رفتارها و نگاه‌های نادرست والدینش به زندگی شود؛ او هم حق دارد زندگی کند!
ولی افسوس که نخواست...و شاید هم نتوانست معنی زندگی مشترک را درک کند.

بگذریم؛ در مورد داستان طلاقم شاید به زودی نوشتم تا تجربه‌ای باشد برای دیگران.
اما خوشحال می‌شوم نظر شما را بدانم که آیا اصولاً مراجعه به فرد/بنگاه همسریابی کار صحیحی است؟
تجربه من که به یکی دو مؤسسه از جمله "همسان گزینی تبیان" مراجعه کردم، این بود که از آقاپسرها تمامی معیارهای مادی و مالی و حتی مدل ماشین و متراژ خانۀ پدری را می‌پرسند! و در مقابل از دختران هیچ اطلاعاتی نمی‌دهند! و جالب بود که چنین معیارهایی، خواستۀ دختران و زنان تحصیل کردۀ جامعه بود و هست.
یک بزرگواری می‌گفت: دختر خوب در منزل نمی‌ماند؛ آیا شما با این حرف موافق هستید؟
به نظرتان چه تیپ افرادی به بنگاه‌های ازدواج یا واسطه‌ها مراجعه می‌کنند؟
آیا فردی مانند من که طلاق گرفته، می‌تواند امیدوار به ازدواجی باشد که طرف مقابل خودش را فقط برای خودش بخواهد نه برای موقعیت مالی و حتی نسبیش در مقایسه با خیلی مردان و پسران بیکار و یا فاقد اخلاق مناسب برای زندگی زناشویی؟
بقیه رو نمیدونم ولی برای شخص من اخلاق طرف خیییلی مهمه

و برای چند خط آخرتون
چرا که نه؟ امیدتون به اون بالایی باشه
: )

پس ظاهرا شما مجرد هستید. والله جسارتا نظر شما ارزشمنده اما خیلی ها این را می‌گویند اما در عمل... :(
سلام
بنده با نظرت تون مخالف 
چون این آقایون هی معیار میزارند،خودم به عین چند نفر معرفی کردم.
میگند.خوشگل باسه،شسنش اینقدر باشه،تعداد فرزنداش کم باشه....
نمیگم بعضی خانواده ها سخت گیری میکنند که اون هم دلیل داره.
این کامنت یکی از عزیزان خانم هست که بد نیست بخوانید:

...شما فرمودین ایا دخترانی که خوب باشن تو بنگاه همسریابی هستن یا خیر در جواب این باید بگم خیر همونطور که همه چیزای خوب زود به فروش میرسه و نیازی نیست در حراج گذاشته بشه دختر خوب هم همینطوره ...
سلام
نخست اینکه از شنیدن خبر طلاق شما ناراحت شدم. خبر طلاق و جدایی و از دست رفتن سرمایه عاطفی در هرشکلی که باشه ناراحتی داره. امیدوارم زودتر از این موضوع بگذری و بگذری و بگذری ...
از تجربخ شخصی خودم بگم که حدود دو سالی هست توی یک هتل چهارستاره کار میکنم. توی بخشی هستم که مدام با مردم در ارتباطم و آدمهایی که به هتل وارد میشن را میبینم. از این دست خواستگاریها زیاد دیدم. دیدم که مادر و دختر یا مادر و پسر میان و داخل لابی میشینن تا طرف مقابل بیاد و با هم برن کافی شاپ و صحبت کنن. دیدم که خیلیها مدتها منتظر میمونن و دست آخر هم دست از پا درازتر هتل را ترک میکنن. خلاصه یه طوری شده انگار همه باید ازدواج کنن حالا به هر وسیله ای شده.
دیدم دخترها و پسرهایی که در روز با سه یا چهار خانواده قرار میذارن و تا آخر شب اسیرن.
بگذریم ... ازدواج کار راحتی نیست، اما هر آدمی با هر تجربه ای (مجر یا بیوه یا طلاق گرفته) میتونه ازدواج کنه، به شرطی که بعداً پشیمون نشه.

به نظرم رابطه قبل از ازدواج و زیر یک سقف رفتن خیلی مهمه. طولانی تر شدن دوران نامزدی (دوران مورد علاقه من و همسرم) و عقد میتونه خیلی موثر باشه. بهم خوردن روابط و ختم به ازدواج نشدن در دوران نامزدی و عقد خیلی بهتر از طلاق گرفتن و دادنه و آثار منفی کمتری هم داره.

ببخشید که سخن به درازا کشید.
سخن شما خسته‌کننده نیست چون شما هم ساکن اصفهان هستید و هم خردادی!
بنده هم اصفهان هستم و متولد خردادم!
استفاده کردم.
درسته
مار گزیده از ریسمان سیاه و سفیدم می ترسه
ولی این نظر شخصیه منه

و در مورد کامنت حسانه بانو
حرفاشو تایید می کنم.

بد نیست سندرم سیندرلا بودن دختران امروزی را در سایت خبری تابناک بخوانید.
سلام 

ان شاءالله همسر مناسب نصیب تون توکل بر خدا 
ان شالله!
واسطه‌گری یک سنت خوب برای جوانهای مذهبی هست که خودشون با نامحرم ارتباط نمی‌گیرند، حضرت آقا هم به واسطه شدن برای ازدواج تاکید دارند.
بله. شاید جالب باشد بدانید بعد این پست، عزیزی ندیده و نشناخته پیشنهاد دادند برای واسطه شدن! و البته هم من تشکر کردم و هم به طور صحیح دارم تعامل می‌کنم: شاید گرفت و شد!
به نظر منم متاسفانه درسته. هرچند در ظاهر میگن اخلاقیات برامون مهمه، ولی در واقعیت نمیتونن بپذیرن پای کسی که میخواد از صفر شروع کنه بمونن! تعهد چیزی در حد صفر. چون تعهد مواقع سختی مشخص میشه. و از بدخلقی ها و بی وفایی ها و سردیهاشون موقع سختی میشه فهمید چقدر متعهدن.
منم همین سوال شما رو دارم. واقعا از کجا بدونم؟ هر انسانی حق داره بخاطر خصوصیات و اخلاقیاتش مورد عشق و محبت و توجه قرار بگیره نه بخاطر ظاهر یا وضعیت مالیش! این خیلی آدمو سرخورده میکنه. 
متاسفم از طلاقتون. واقعا سخته. نه فقط خود طلاق! اینکه به جایی برسی که بفهمی طرف مقابلت اونی نبوده که فکرشو میکردی، از هزار تا طلاق بدتره. باورهای آدم در معرض نابودی قرار میگیره. 
اما خب هر اتفاقی توی زندگی رخ میده، میخواد یه درسی بهمون بده و اگه اون درسو متوجه نشیم، بازم این اتفاق میفته! و تا زمانی که خوب اونو نفهمی، هی این روند ادامه پیدا میکنه.
فکر نمیکنم این موسسات جای خوبی باشن یا نتایج خوبی رو عاید آدم بکنن. دلیل موجهی ندارم ولی دید خوبی ندارم.
در خونه نموندن به معنی ازدواج کردن اگه باشه، فکر کنم درسته ولی ازدواج غلط و درست هم داریم! دخترای خوبی هم بودن که به جای ازدواج تن به روابط غیر اخلاقی میدن و به اسم ازدواج به ناکجا آباد میرسن. یا بعد از ازدواج از کارشون پشیمون میشن.
امیدوار باشید. مطمئنا کسی هست. مهمترین مسئله خودتونین. باید خودتونو از هر ناپاکی پاک کنین. توسل به معصومین هم میتونه خیلی راهگشا باشه. خدا میتونه دقیقا همون کسی که لازم دارین رو به سمتتون بفرسته. 
ممنونم از نظرات ارزشمندتون. به اعتقاد من فقط باید انسان ها رو در سفر و رفت و آمد طولانی مدت شناخت.
من اطرافیانم رو دیدم که تو این سایتای اینترنتی برا ازدواج ثبت نام کردن ینی میخام بگم انسان های شریف و درست هم پیدا میشه تو این بنگاه ها
ولی نمیدونم تلقینه، جامعه سومی هست:/ چی هست که من هررررررجور با خودم تا میکنم نمیتونم این سایتا و این بنگاه ها رو قبول کنم

خدا به حق این روزهای عزیز گره از کارتون باز کنه.ان شااالله بیفتین تو سراشیبی زندگی و پر از شرینی باشه براتون
در سایت چیزی عاید نمی‌شود. به تجربه هست که عرض می‌کنم!
و یک مطلب دیگه هم هست به شخصه همیشه دقیقه نود یا بهتر بگم هروقت واقعا دیگه بریدم و به خاک سیاه نشستم :|||||||| اونموقع خدا خودشو بهم نشون داده و البته که به بهترین وجه هم اومده و تلافی اون روزا رو بهم داده
میخام بگم طاقت بیارین. هرجور که هست تموم میشه این روزا
من نمی‌دانم اهل کجا و ساکن کجایید! اما سواره از حال پیاده خبر ندارد...دارد؟
تمام می شود ولی حتما روزی که 40سالم شد!
قصد من البته دردودل نبود ولی باور کنید تنهایی راحت نیست؛ خصوصا در این دوره اگر اعتقاداتی هم داشته باشه یک مرد.
البته که درست میگین و واقعا سواره خبر نداره از پیاده
و اینکه از متنی که گذاشتین واضح و مشخصه چقدر خسته هستین 
به نظرم شما اولین نفری نیستین که این مشکل براتون پیش آمده و قطعا آخرین هم نیستین
نه کی گفته تا 40سالگی. شما هرجور هست خودتونو وصل کنین به یه جایی و در این وضعیت نمونین
به قول دوستان توسل کنین. مشاوره برین یا هرچی
درست میشه
نمیدونم.فقط میدونم نَمونین توی این وضعیت.

صرفا از رو دلسوزی گفتم اینا رو.خدانگهدارتون باشه
ممنون ولی این صحبت ها بیشتر شعاره تا راه حل!
اوکی پس امیدوارم راهی کاربردی پیدا کنین
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ
گوشنا مخفّفِ "گوش شنوا" هست؛
عاشق نوشتن هستم؛
از سال1375 می‌نویسم و از سال1384 تاکنون، نوشتن و تولید محتوا را در وبلاگ دنبال می‌کنم.
از اینکه یادداشت‌های مرا می‌خوانید، سپاسگزارم.
Designed By Erfan Powered by Bayan