گوشنا

گوش شنوای من و شما

ثواب قرض دادن پول تا کجا؟

این تلفن همراه ما که صدهزار مرتبه شکر هیچ وقت دست "بده" که نداره؛ عمده تماس هاش فقط برای "پول گرفتن" یا کار راه انداختن هست. این طور مواقع این صحبت یادم میاد که روی تابلویی در دانشگاهی نوشته بود:
"نیازهای مردم به شما از نعمت‌های خداست؛ از نعمت‌های خدا ملول نشوید."

آخرین مورد این دست تماس‌ها، دیروز بود که منی که راحت می‌تونم "نه" بگم، واقعاً فکر کردم چی بگم و چیکار کنم که هم طرف بدش نیاد و هم خدا رو خوش بیاد. اصلا این حدّومرز نیکوکاری هنوز برای من سؤاله که تا کجا آدم باید خیرش به بقیه برسه؟(خصوصاً به لحاظ مالی!)
طرف زنگ زده و بعد شوخی و خنده می‌گه: مهندس داری صدهزار تومن یا دویست هزارتومن بهم بدی یکی دوماهه بهت برگردونم؟
خداوکیلی از حق نگذریم. همین پارسال هم دویست هزار تومن دی ماه ازم قرض گرفت و اسفند برگردوند طبق قولش.
از طرف دیگه همین آدمی که کارمند شرکتی یک مجموعۀ دولتی هست، همیشه از نداشتن و کم‌پولی گلایه‌مند هست و البته تا حدی هم حق داره: یک ماه با اضافه کار و بعضاً شب‌وکاری، یک‌ونیم دستش رو می‌گیره.
همین بزرگوار پارسال دائم از این می‌نالید که یک گوشی تلفن همراه رو برای همسر عقدیش نمی‌تونه بگیره. اینم اضافه کنم که پدرش فوت شده و کارگرزاده هست و حداقل من فکر نمی‌کنم وضع مالی عالی یا حتی متوسطی داشته باشه.

در نهایت دیروز زنگ زد، شبش رفتم صدهزار تومن زدم به کارتش که نه سیخ بسوزه نه کباب. الانم اول سالی دویست هزار تومان به یک آبدارچی قرض دادم که داشتم دفترچۀ کارهای خیرم رو نگاه می‌کردم، دیدم به همین آبدارچی سال پیش سر جمع با همین صدتومن و دویست تومن‌ها، دقیقاً یک میلیونی قرض دادم و البته خداوکیلی هم برگردونده.

قرض‌الحسنه

من الان در آستانه 31سالگی هستم تو خرداد ماهی که در پیش داریم. خداشاهده هنوز یک خونه به اسم و نام خودم ندارم. یک منزلی سال 89 سرباز شدم، خداکمک کرد با یک وام بانک مسکن خریدیم و نصف بیشتر قسط های ماهیانه‌اش را تا الآن که دارم خدمت شما می‌نویسم، خودم پرداخت می‌کنم:
ماهی 226700 تومن؛ وامی که به نام خواهرم بود اون موقع چون سرباز بودم و نمی‌تونستم به لحاظ قانونی مالی از خودم داشته باشم.

واقعاً نمی‌فهمم من کار درست رو انجام می‌دم یا بقیه.
نفر اولی که گفتم دیشب بهش صدتومن قرض دادم، دغدغه موبایل و کلاً زندگی‌ای داره برای خودش و همسر عقدیش که در توان مالیش واقعاً نیست؛ به عبارت بهتر این آدم برای اینکه زندگی مشترکش بخاطر مسائل مالی از هم نپاشه، به اعتقاد من دائم در حال قرض هست از این و اون؛ به نوبت. مگر حقوق یک میلیون و پانصد هزار تومن که تازه اون هم اعتباری به زمان پرداختش در سر وقت نیست، باهاش می‌شه چطور زندگی کرد؟
آبدارچی هم که عرض کردم سر جمع تا امروز یک میلیون تومن گردش مالی صرفاً در قرض گرفتن از من داشته! ماشین سمندش رو خرید و الانم پیگیر خونه هست تو مرکز استان.
یک آبدارچی ساده و حقوق‌بگیر شرکتی با هیچی الان یک ماشین هم از خودش داره و ما هنوز یک ماشین نداریم. البته ایشون متأهل هست و من مجرد و بهتر بگویم: طلاق داده شده!

گیج هستم تو واژه‌هایی مانند "نیکوکاری" و "قرض‌الحسنه"؛ این آدم‌هایی که نداری‌هاشون رو پیش من می‌گن، تا کجا باید بهشون قرض بدم و کمکشون کنم که به تعبیر برخی احادیث! بهشت بهمون حرام نشه و...این حرفها؟
یک زمانی زیاد می‌شنیدم که آدم نباید زیاد صمیمی بشه با افراد و حتی همکارانش و زیادی بخنده، چون پررو می‌شن؛ حالا نمی‌دونم واقعاً قرض دادن من درسته یا اینها پررو هستند که فقط موقع نداری پول قرضی می‌خوان و یا با جیب خالی، می‌خوان پزعالی هم بدن.

وقتی این حرف‌ها رو به پدرومادرم می‌گفتم بعضاً که زندگی باید ساده باشه و در حد توان، می‌گن که: دیگه دختری نیست که اینطوری زندگی کنه؛ تو اگر تونستی پیدا کن به ما هم خبر بده! زندگی بدون قرض نمی‌شه!
آخه خداوکیلی این چه زندگی هست که دائم آدم مقروضه؟ یعنی ازدواج کردن به این قیمت که انسان همیشه در حال قرض از بقیه باشه و یا قسط بده و ماه به ماه درآمدش بره برای قرض و قسط؟ خداوکیلی گیج شدم تو اقتصاد و روابط آدم های امروز که تا چه حد باید مهربانی کنیم و دستی بگیریم و کجا باید ترمز بکشیم و سنگدل بشیم!
وَلَا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِکَ وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُوراً
۲۹اسراء
تشکر اگرچه این آیه نیز گنگ است. اگر بتوانید با ریال مثالی بزنید ممنون می شوم!
اگ نمیخواید پول قرض بدید قرض ندید! موضوع ثوابش نیست ، این فکر حساب کتاب که از یکسال پیش تو ذهنتون میچرخه خودش کلی وقتتون رو هدر میده. هرکسی پول خواست بگید ندارید و خودتون جم کنید باهش ی چیزی بخرید و آمار خرج زندگی دیگران رو در نیارید ک چی خریده یا نخریده.خودش گناهه.... شما با عقلتون تصمیم گرفتید ک قرض ندید ولی احساساتتون برعکسش رو میگه....با عقلتون پیش برید
برای ما معتقدها و شاید مذهبی‌ها! ثواب و بحث معنویش خب مهم هست!
نه دست خود را به گردنت بسته بدار )که هیچ انفاقى نکنى( و نه آن را کاملًا باز گذار که (چیزى براى خودت نماند.

قرآن صراحتاً فرموده که راضی به ضرر شما نیست.
ببینید صحبت گنگ است! من نمی‌خواهم وقت شما را بگیرم اما چه خوب است از نظر یک خروجی روشن بگیریم؛ دستورهای دینی بسیار پیچیده هستند. مثلا می‌گویند صدقه بدهید تا ثروتمندتر شوید؛ و یا زکات که باعث گردش درست پول در جامعه می‌شود؛ اما سؤال اینجاست در جامعه‌ای که اقتصاد اسلامی ندارد و متعادل نیست چگونه باید رفتار نمود؟
ما نمی‌توانیم به قول یک بزرگواری: اسلام کاریکاتوری پیاده بکنیم و یک جا را انجام بدهیم و یک جا را انجام ندهیم.
ضرر و سود چگونه تعریف می‌شود؟ نگاه جامعه و مردم به کسی که ماشین از خودش ندارد و در عوض ماهیانه زکات و صدقه و کمک فراوان می‌کند چیست؟ و اگر فرد کمک‌کننده مخفیانه کمک کند، قضاوت جامعه درباره او چیست؟
به اعتقاد من آیه های قرآن در عصر فعلی نیاز به تشریح های عینی‌تر و ملموس‌تری برای همۀ ما دارد که این یک ضعف محسوب می‌شود در کشور ما.
پس اگر بحث ثوابشه آمار ماشین و خرجشون رو در نیارید! سر موعد مقرر فقط بهشون یادآوری کنید که پولو تحویلتون بدن
مخفیانه بهترین نوع انفاقه.
سوالهاتون تخصصی هست و من در موردشون علم ندارم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ
گوشنا مخفّفِ "گوش شنوا" هست؛
عاشق نوشتن هستم؛
از سال1375 می‌نویسم و از سال1384 تاکنون، نوشتن و تولید محتوا را در وبلاگ دنبال می‌کنم.
از اینکه یادداشت‌های مرا می‌خوانید، سپاسگزارم.
Designed By Erfan Powered by Bayan