گوشنا

گوش شنوای من و شما

ازدواج موقت، خورشید فروزان اسلام در پس ابر

مدیریت وبگاه گوشنا صبور
جهت اطلاع به منظور درج و اطلاع رسانی به مخاطبان
با سلام و احترام و آرزوی توفیق روزافزون و سربلندی ایران عزیز و شما پسر ارجمندم
آنچه در پی خواهد آمد نظر و پیشنهاد پدریست 68ساله دارای تنها 3 فرزند دختر و شدیداً گله مند و معترض به پدیده به اصطلاح کارگران جنسی در جامعه وگسترش روزافزون هتک حرمت و تعرض به نوامیسمان در کوچه و خیابانهای کشور اسلامیمان که باید از هر نظر الگوی جهان باشد و به راستی که با داشتن ذخایر عظیم تاریخی، فرهنگی، معنوی، اعتقادی، مادی و انسانی فرزانه و دانشمند قطعاً می تواند.

به کرات در رسانه های رسمی و مطبوعات کشور شاهد انتشار آمار و ارقام نگران کننده گسترش بیماری مهلک ایدز و اعلام نقطه نظرات گوناگون پیرامون این موضوع می‌باشیم؛ به ویژه اینکه اخیراً برخی مسئولان محترم از احتمال فوران آتش فشان ایدز در کشور ابراز نگرانی نموده و هشدار داده اند.
ای کاش همه ما هشدار عالم فرزانه و ابوذر زمانه، مرحوم آیت الله طالقانی در خطبه نماز جمعه تهران را که فرمودند مسجد محراب دارد موال(مستراح) هم دارد، با آینده نگری درک کرده بودیم.
تردیدی نیست نگاه غیر مسئولانه و سطحی به این معضل مهم بدان می‌ماند که خدای ناکرده تنها برای رفع مسئولیت و تزریق مسکن به کالبد جامعه، هر از چند گاهی فانوس به دست در پی پروفسور برنارد دیگری برای جراحی غده رو به رشد سرطانی جامعه بگردیم.
مستحضرید در آن زمان پرفسور برنارد علی رغم مخالفت برخی که آن را جنایت و دخالت در امر خالق می پنداشتند، مصمم و استوار پیوند قلب را با موفقیت انجام داده و مخالفان را مبهوت و با استقبال جهانی که در سفرهایش از ایشان شد، جهانیان را به تحسین وا داشت. نتیجه جسارت پروفسور این شد که امروزه سر هر کوچه و برزنی کلینیک پیوند قلب تأسیس شده است و مردم خاص و عام بی تفاوت از کنارش عبور می نمایند.


آیا شفاف سازی و عمومی نمودن متعه(ازدواج موقت) و تثبیت آن در جامعه مشابه همان نتیجه کار پروفسور نخواهد شد؟
حال آنکه خورشید فروزان اسلام، قرآن مجید و سنت الهی حضرت محمد(ص) متعه را که مهر تأیید فقه شیعه نیز بر پیشانی خود دارد، در اختیار دارند.
وقتی بدانیم که ازدواج موقت شرایطی دارد و ائمه(ع) با قبیح دانستن ازدواج موقت برای مردانی که همسران دائم دارند و مانعی در مسائل زناشویی ندارند، آن را از صورت جولانگاه شهوت مردان خارج کرده‌اند؛ شاید بهتر بتوانیم به ضرورت وجودی آن فکر کنیم. چیزی که مسلم است این است که حذف کامل یک قانون شرعی، به دلیل احتمال سوء استفاده بعضی فرصت‌طلب‌های شهوت‌ران، معقول نیست.
در حال حاضر که فاصله زمانی بلوغ جسمی فرد تا زمانی که آماده پذیرش مسئولیت ازدواج یا تشکیل یک خانواده باشد، خیلی زیاد است؛ برای رفع نیازهای عاطفی و جسمی دختران و پسران چه باید کرد؟
آیا باید اجازه داد که با بی‌قیدی تمام در سطح جامعه،کوچه، خیابان‌ها و پارک‌ها به دنبال رفع این نیاز باشند؟ و آیا اصولاً با به رسمیت شناختن این بی‌بند و باری‌ها، نیازهای غریزی، جسمی و خصوصاً نیازهای عاطفی و روحی آن‌ها ارضا می‌شود و به آرامش می‌رسند؟
یا شاید هم به عقیده برخی، بشود از آن ها خواست که در تمام این سال‌ها «تقوا و رهبانیت» پیشه کنند؟!!!
فرق ازدواج موقت با شهوت‌رانی‌های لجام‌گسیخته و هر شب با شخصی خوابیدن، در نگاه عقلایی و جدی‌تر به این مسأله،به عنوان یک «ازدواج» است:
"فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه و لا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضه"
قرآن کریم.سوره ی نساء.آیه ی ۲۴
از زنان،آن کسانی که شما از آنان برای مدتی معین تمتع می برید، واجب است مهرشان را بدهید.

جناب آقای گوشنا صبور
تنها کافیست در جامعه نسبت به متعه فرهنگ سازی عمومی و شفاف شود؛ به ویژه با عنایت به اینکه نرخ سنی کشور ما پایین و جوان است و به هر دلیلی مشکلات عدیده ای بر سر راه ازدواج دائم اکثر جوانان وجود دارد و متأسفانه در ارتباط با موضوع این بحث پیشرفت تکنولوژی و به تبع دسترسی آسان جوانان به دنیای مجازی و فرهنگ غرب نیز مزید بر علت شده و دائماً باعث تحریک غرایض جنسی می شود که از رهگذر آن شاهد لجام گسیختگی و نافرمانی اکثراً غیر ارادی جوانان و تعرض مجرمانه ایشان به نوامیسمان در جامعه هستیم.
در همین راستا این بنده کمترین با استعانت از خداوند سبحان و احساس نگرانی پدرانه و شهروندی و درک شرایط موجود جامعه، جسارتاً پیشنهاد ذیل را در 5ماده تهیه وارائه می نمایم تا بدون هرگونه بغض و کوته نظری مورد بررسی موشکافانه صاحب نظران،کارشناسان حوزه و دانشگاه و کلیه مخاطبان این پایگاه قرار گیرد:


مقدمه
بی تردید مسائل جنسی نشأت گرفته از غرایز انسان است و هرگونه مقابله و قانونمند کردن آن نیازمند بررسی موشکافانه تمامی علل و عوامل بوجود آورنده پدیده های تن فروشی،کارگران جنسی در جامعه،بدحجابی،بی حجابی،تجاوز و... است.از بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی تاکنون چندین بار از جمله اهم آن در بحث لایحه حمایت از خانواده شاهد تلنگر به متعه و... و سپس فوران مباحث بوده ایم، ولی متأسفانه بعد از چندی فروکش نمودند و هیچ جرّاح فداکاری جسارت تیغ کشیدن بر غدّه رو به رشد سرطانی جامعه را در خود نیافت...!!!
شایسته و بایسته است در سال جاری که به نام حماسه سیاسی و اقتصادی نام گذاری شده است، سرمایه های انسانی را نیز مدنظرداشته با همّت و تلاش و عزم ملّی، جراحان دل سوخته به این مرز و بوم و انقلاب را حمایت و تشویق به مهار و ساماندهی این معضل اجتماعی نماییم.
همگان باور داریم که آحاد جامعه عزیزمان هرگز پذیرای بی بندوباری فرهنگ غرب نخواهند شد، ولی باید پذیرفت و باور داشت که غرایض انسانی و واقعیتهای موجود و روبه گسترش و بحران آفرین جامعه را نباید انکار و به آن پشت نماییم.پس لازم و ضروریست همگان عزم، جزم نماییم و لبیک گویان به استمداد جامعه پاسخ مثبت دهیم و با بهره گیری از سنت الهی و قرآن کریم؛ ازدواج موقت(متعه) را قانونمند و در مقابله با فرهنگ بی بندوبار غرب به میدان بفرستیم.

به باور نویسنده این سطور چنانچه طرح پیشنهادی ذیل بدون هرگونه تعصب،بغض و... مورد بررسی موشکافانه قرار گیرد، قطعاً ثمربخش و قابل اجراست؛ به ویژه این که در فقه شیعه معتبر است و دستورالعمل آن هم در اکثر رساله های مراجع محترم تقلید آمده است، ولی متأسفانه هنوز قانونمند نشده و از دیرباز بصورت سنتی و در خفاء(آن هم اکثراً توسط قشر متموّل یا خاص و متأهل) انجام شده و می شود.
علی ایحال پیشنهاد ذیل در 5ماده ارائه می گردد تا مورد بررسی همه مخاطبان قرار گیرد به امید آن که در آینده ای نزدیک و در صورت تأیید،به اجرا گذاشته شود:

الف)
ترتیبی اتخاذ شود تا مثلاً سازمان بهزیستی رأساً و یا با بهره گیری از بخش خصوصی به هر طریق ممکن اطلاع رسانی کرده و حضوری یا توسط اینترنت مبادرت به ثبت نام متقاضیان تأسیس دفاتر ازدواج موقت نماید. 
بدیهی است افراد خاص و راز نگهدار و امینی باید این سازمان را در این امر خیر و خداپسندانه یاری و در هماهنگی با مبادی ذیربط به ویژه نیروهای محترم انتظامی و وزارت بهداشت و درمان،امور مربوطه را مدیریت نمایند.

ب)
بعد از تحقق بند الف در یک عملیات ضربتی در سطح کشور همه تن فروشان و کارگران جنسی که از قبل شناسایی شده اند، توسط نیروهای محترم انتظامی جمع آوری و مورد مشاوره کارشناسان قرار و در صورت تمایل آنان به ادامه حرفه قبلی، به مراکز تازه تأسیس شده معرفی شوند.بدیهی است اکثر این زنان که از کوچه و خیابانها پاک سازی شده اند، هیچ ابایی ندارند که هویتشان مخفی بماند.لذا مشخصات کامل آن ها در فرم های خاصی که در بردارنده ستونی برای معاینات ادواری پزشکی و... باشد ثبت شود و بعد از حصول اطمینان از سلامت جسمی و روحی روانی آنان،کارت ویژه ای برایشان صادر و ملزم شوند جهت کنترل و مطالبه پلیس و یا دیگر نهادهای ذی ربط همیشه آن را همراه داشته باشند.

ج)
در پی تحقق بند الف و ب ،از آنجایی که زنان دیگری هستند که به هر دلیلی تمایل به متعه دارند و از قبل نیز به این کار در خفا اهتمام ورزیده اند، با اطلاع رسانی دعوت به مشاوره شده و اگر کماکان مایل به ادامه هستند، ثبت نام شوند و زیر نظر و کنترل قرار گیرند و ملزم شوند معاینات ادواری را انجام دهند.

د)
از آنجایی که اکثراً جنس مؤنث ناقل بیماری های آمیزشی و... می باشند، تردیدی نیست اجرای این طرح به جهت ساماندهی به اصطلاح تن فروشان و کارگران جنسی در جامعه و به تبع انجام معاینات خاص پزشکی آنها چه بسا با پیشرفته ترین دستگاههای درمانی، قطعاً نگرانی عمومی از شیوع بیماری های مهلک و واگیردار را تسکین و دیگر شاهد هتک حرمت و تعرض به نوامیسمان در کوچه و خیابان ها به شرط برخورد قاطع پلیس و مجازات متعرضین نخواهیم بود.

ه)
به دلیل آن که که لزوم وجود مکان جهت این موضوع اجتناب ناپذیر است، لذا طلب می نماید مؤسسین دفاتر موضوع بند الف حداقل یک ساختمان چند اتاقه تجهیز شده در اختیار داشته باشند تا طرفین با قرار قبلی به آن مراجعه و استفاده نمایند.بدیهی است هزینه ایاب و ذهاب و... که باید حتماً متعارف باشد،به عهده فرد متقاضی می باشد.
ضمناً کلیه تماس و ارتباطات بانوان با دفاتر مذکور می تواند به منظور رعایت مسائل اخلاقی و حفظ حریم و حرمت خانواده های طرفین، غیرحضوری و از طریق تلفن ثابت یا همراه صورت گیرد.
مراسم شرعی جاری نمودن صیغه را هم می توان توسط فردی امین و آگاه به این امور در همان محل ملاقات انجام داد و هیچ نیازی هم به ثبت مشخصات طرفین نخواهد بود چرا که کنترل دائم پزشکی و... نگرانی طرفین از باردار شدن و ضرورت ثبت هویت ثالث احتمالی را منتفی می نماید.
یادآور می شود هدف از پیاده کردن این طرح، اولاً برچیدن فساد جنسی ازسطح کوچه و خیابان های یک کشور اسلامی است، ثانیاً کنترل و پیشگیری از شیوع بیماری های آمیزشی و ثالثاً عمل به یک سنت الهی و دیرینه شرعی و تثبیت آن در جامعه است.


جسارتاً این حقیر قاطعانه اجرایی شدن پیشنهاد فوق را عملی می دانم و جهت اثبات این ادعا استدعا دارد اجازه فرمایید به منظور نظرخواهی و حصول اطمینان از پذیرش آن در افکار عمومی جامعه،ضمن بررسی کارشناسان امر به طور سرگشاده و بدون سانسور در این وبگاه درج و خواسته شود اعلام نظر گردد تا بلکه بازتاب آن قبل از اجراء ارزیابی شود و مورد استفاده همگان قرار گیرد.
بدیهی است هرگونه رفتار نامتعادل جنسی در جامعه، خارج از ازدواج دائم و چارچوب این طرح، جرم محسوب و شدیداً فرد خاطی مورد پیگرد قرار گیرد.تردیدی نیست تحقق این درخواست نیازمند عزم و اراده ملی و تلاش جمعی است.
از طولانی شدن بحث و بعضاً تکرار عرایض که به ناچار جهت انعقاد بهتر مطالب صورت گرفت، پوزش می طلبم و امیدوارم این یادداشت گامی عملیاتی جهت رهایی کشور از بسیاری معضلات اخلاقی جامعه باشد انشالله.
با آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون همه دلسوختگان به این مرزوبوم وانقلاب.

پروردگارا!
ای آفریننده هستی!
پسران و به ویژه دختران جامعه ما هماننده گل های هزار برگند که رو به خورشید حیا و نور نجابت، پر و بال گرفته اند.یاریمان نما مراقب باشیم در عصر ارتباطات و دسترسی آسان به دنیای مجازی، طوفان های سهمگین فرهنگ غرب و غرب اندیشان،گلبرگ های ظریف مان را تحت تأثیر قرار ندهد.آمین.
با احترام: ا.تی نیا
تیرماه1397

سرگرمی آرایش

دیروز برای کاری به نمایشگاهی می‌خواستم برم که به مادرم هم پیشنهاد دادم باهام بیاد که تنوعی براش باشه.
تو نمایشگاه مادرم به برخی دخترخانم‌های غرفه‌دار نگاه می‌کرد و می‌گفت: ماشألله همه تیپ و آرایش‌های اون‌چنانی کردن!
و این رو با لحنی قابل تأمل می‌گفت که یعنی: قدیم و حتی تا 10سال قبل این طوری نبود.
و من هم با لبخندی، یک خانم غرفه‌دار رو بهش نشون دادم که چادری نبود اما با مانتوومقنعه و بسیار سنگین و باوقار با مراجعین صحبت می‌کرد؛ که یعنی: همه هم این‌طور نیستن مادر من.


به نظر من اکثر دخترخانم‌های امروزی تو فرهنگ ایرانی و اسلامی ما(با همه قوت و ضعف‌هاش) با یه تناقض روبرو شدن و اون هم اینه که هم می‌خوان مثل مادرای خونه‌دار خودشون باشن هم مثل زن‌های ماهواره و اینترنت و هالیوود!
آیا همین یه قلم ساده، مسائل پیچیده و دنباله‌دار ایجاد نمی‌کنه؟
رسانه‌های مختلف اومدن یه الگو از زیبایی رو که تنها با مصرف هرچه بیشتر لوازم آرایشی و عمل‌های زیبایی قابل دسترسیه، برای کل زن‌ها و دخترهای دنیا ایجاد کردن و خیلی هم در این کار موفق بودن.
در نتیجه هر زن یا دخترخانمی از جمله از جنس خاورمیانه‌ای و به خصوص ایرانی! اگر به این الگو نزدیک نشه و اعتیاد پیدا نکنه، احساس می‌کنه شکست خورده؛ یه شکست سخت روانی.
اما نگاه درست به این قضیه چیه و چه باید کرد؟
آیا باید سرکوب کرد و محکوم؟ و یا می‌شه از این مسائل در جهت بهبود نشاط و سلامت خونواده و جامعه استفاده کرد؟
این‌ها سؤالاتی هستند که در پست‌های آتی سعی می‌شه به بیان‌هایی ساده و مصداقی بهشون پرداخته بشه؛ نه فقط راجع به آرایش که درباره بسیاری سرگرمی‌های کاذبی که امروز مردم رو در خودشون غرق کردن و طعم واقعی زندگی و شادی رو ازشون گرفتن.

متنی زیبا از دکتر شریعتی

اگر مهربان باشی، تو را به داشتن انگیزه‌های پنهان متهم می‌کنند ولی مهربان باش؛
اگر موفق باشی، دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت ولی موفق باش؛
اگر شریف و درستکار باشی، فریب می‌دهند ولی شریف و درستکار باش؛
آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده‌ای، شاید یک شبه ویران کنند ولی سازنده باش؛
اگر به شادمانی و آرامش دست یابی، حسادت می‌کنند ولی شادمان باش؛
نیکی‌های درونت را فراموش می‌کنند ولی نیکوکار باش؛
بهترین‌های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد؛
و در نهایت می‌بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خدا" است نه میان تو و مردم.

داستان واقعی یک حورالعین

... باری، ماه‌ها سپری شد تا بتوانم برای خودم هضم کنم که چه بر من گذشت. جدای از غیرممکن بودن، وجود هرگونه هوشیاری در شرایطی که داشتم و چیزهایی که آن موقع تجربه کرده بودم، برای خودم هم به هیچ وجه توجیه پذیر نبود:
اول، یک جایی در میان ابرها بودم. ابرهایی بزرگ و پُف کرده به رنگ صورتی و سفید که در مقابل آسمان «آبی تیره» تضاد مشهودی ساخته بود.
بالاتر از ابرها، بی نهایت بالاتر، دسته‌دسته موجوداتی شفاف و نورانی در آسمان این طرف و آن طرف می‌رفتند و خطوط ممتدی را دنبال خود در فضا بر جا می‌گذاشتند. پرنده بودند یا فرشته؟ نمی‌دانم. بعدها که برای توصیف این موجودات دنبال واژه مناسب می‌گشتم، این دو کلمه به ذهنم رسید؛ اما هیچ یک از این دو حق مطلب را درباره این موجودات اثیری ادا نمی‌کند که اساساً از هر آنچه در این کره خاکی می‌شناسم، تفاوت داشتند؛ چیزهایی بودند پیشرفته‌تر و متعالی‌تر.
در دنیایی که بودم، دیدن و شنیدن دو مقوله جدا از هم نبود. انگار که نمی‌شد چیزی را ببینی یا بشنوی و به بخشی از آن بدل نشوی. هرچه که بود متفاوت بود و در عین حال بخشی از چیزهای دیگر؛ مثل طرح‌های درهم تنیده فرش‌های ایرانی...یا نقوش بال یک پروانه.

اما از این همه شگفت‌آورتر، وجود فردی بود که مرا همراهی میکرد؛ یک زن.
جوان بود و جزئیات ظاهری او را به طور دقیق به یاد دارم: گونه‌هایی برجسته و چشمانی به رنگ آبی لاجوردی داشت(ویژگی‌های حورالعین) و دو رشته گیسوان طلایی-قهوه‌ایش در دو طرف صورت، چهره زیبایش را قاب گرفته بود. بار اول که او را دیدم، روی یک سطح ظریف و نقش‌دار حرکت می‌کردیم که بعد از لحظه ای فهمیدم بال یک پروانه بود. میلیون‌ها پروانه دورمان را گرفته بودند و در رقص هماهنگ امواجی که ساخته بودند، به جنگل‌زارهای پایین سرازیر می‌شدند و مجددا به بالا و دور ما اوج می‌گرفتند. انگار که رودی از زندگی و رنگ در هوا جریان داشت. لباس زن ساده بود، مثل یک کشاورز؛ اما رنگ‌هایش همان ویژگی درخشان، تأثیرگذار و سرشار از زندگی را داشت که در دیگر چیزهای حاضر در آن مکان به چشم می‌خورد.
زن به من نگاهی انداخت، جوری که تنها پنج ثانیه از آن نگاه ارزش تمام زندگی تا آن لحظه را دارد و هر چه پیش از آن به سرتان آمده باشد، دیگر اهمیتی ندارد. نگاهش عاشقانه نبود؛ دوستانه هم نبود. نگاهی بود که ورای تمامی این‌ها بود و فراتر از همه مراحل عشقی که این پایین در زمین شناخته‌ایم. چیزی برتر بود که همه انواع دیگر عشق را درونش داشت و لیکن از همه آنها بزرگ‌تر بود.
زن بدون اینکه واژه‌ای بر زبان آورد با من حرف زد. پیامش مثل نسیمی به درونم نفوذ کرد و همانجا در دم فهمیدم که همان است. فهمیدم دنیای دوروبرمان نه رؤیا است و نه گذرا و بی‌اساس است، بلکه حقیقی است.

پیامی که از زن گرفتم سه بخش داشت که اگر بنا باشد به زبان زمینی ترجمه‌اش کنم، چیزی شبیه به این خواهد شد:
بسیار معشوقی و نازنین، تا همیشه؛
هیچ ترسی نداری؛
هیچ اشتباهی مرتکب نخواهی شد.
(آیا این سه پیام ما را به یاد این پیام‌های قرآنی نمی‌اندازد که:
یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه... فمن تبع هدای فلا خوف علیهم ولا هم یحزنون و...؟)

برگرفته از:
مقاله‌ی Dr Eben Alexander، پروفسور و جراح مغز و اعصاب آمریکایی که تجربه و مشاهدات خودش رو از هفت روز زندگی در آخرت(به دلیل ازکارافتادن کورتکس مغزش) به گونه ای شگفت انگیز بیان کرد، نیوزویک، 8اکتبر2012)

امان از گریه قیامت

حدیثی داریم که برخی 500سال در محشر به بدبختی و حال خودشون گریه می‌کنن؛ حالا 500سال دنیوی یا اخروی رو نمی‌دونم. اما...500ساااااال...کم نیست.
در همون حدیث هست که فرشته‌ای میاد به اون افراد می‌گه: اگر در دنیا یک ساعت این طوری گریه می‌کردید، کارتون حل می‌شد و این‌طوری گرفتار نمی‌شدید.
500ساااااال گریه می‌کنن که سرنوشتشون چی می‌شه؛
500ساااااال اشک می‌ریزن که نامه عملشون رو به کدوم دستشون می‌دن.
500ساااااال نگرانند... .
چیزی شبیه زمان دانشجویی خودم برای اعلام نمره برخی درس‌ها که خواب نداشتم و نگران بودم.

در حدیثی خوندم که تو عالم قیامت تمام چشم‌‌ها گریان هستن به جز سه چشم؛
یکیش چشمی بود که نامحرم ندیده باشه ؛
دومیش چشمی که شب‌زنده دار بوده و سحرها از خواب بیدار می‌شده ؛
سومیش رو خاطرم نمیاد حقیقت.

یه روحانی به معنای واقعی روحانی تعریف می‌کرد که 6سال منزلی با خانواده‌اش مستأجر بود و یک بار هم زن صاحبخانه رو ندیده بود؛ نه سهواً نه عمداً!
و یا اینکه برخی موقع منبر رفتن تو مسجد، طوری می‌نشستند که زن‌ها چهره اون سخنران رو نتونن ببینن.
تو روایات داریم که نگاه به نامحرم، تیری از طرف شیطونه. اگر فردی به خاطر ترس از خدا نگاهش رو بگیره، خدا بهش ایمانی رو می‌ده که شیرینیش رو در دلش پیدا می‌کنه.
حالا حتماً خیلی‌ها بهم می‌گن: الان دیگه دوره این حرفا گذشته و آدم ها عجیب و غریب شدن!
۱ ۲ ۳ . . . ۱۸ ۱۹ ۲۰
درباره من
ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ
گوشنا مخفّفِ "گوش شنوا" هست؛
عاشق نوشتن هستم؛
از سال1375 می‌نویسم و از سال1384 تاکنون، نوشتن و تولید محتوا را در وبلاگ دنبال می‌کنم.
از اینکه یادداشت‌های مرا می‌خوانید، سپاسگزارم.
Designed By Erfan Powered by Bayan